۲۲ آذر، ۱۳۸۸

رونویسی تراژدی - 2


یادگار پدر

...
منبع: یک‌بار پشت یک تاکسی و دو سه باری، پشت شیشه‌ی مینی‌بوس دیدم که با خط خوش نوشته بودند.
یادگار پدری که رفته و اسباب رزق و روزی فرزندش را به‌جا گذاشته. بعد همیشه فکر کرده‌ام، یعنی تا پدر زنده بوده، فرزند بی‌کار بوده پس؟ و نانش را پدر بوده که درمی‌آورده و می‌داده؟

۱۱ آذر، ۱۳۸۸

رونویسی عاشقانه‌ها - 3

بوی موهات زیر بارون
بوی گندم‌زار نمناک
بوی سبزه‌زار خیس
بوی خیس تن خاک ...

... جاده‌های مهربونی
رگای آبی دستات
 
...
ترانه‌سرا: اردلان سرفراز

۰۳ آذر، ۱۳۸۸

رونویسی عاشقانه‌ها - 2

هر روز چیزی را به چیز دیگر تشبیه می‌کنم
و باعث خوشحالی اشیا می‌شوم

.
شاعر: غلامرضا بروسان
از: کتاب "یک بسته سیگار در تبعید" / نشر شاملو

۱۵ آبان، ۱۳۸۸

رونویسی فریادها - 2


نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد
که گوش هوش به مرغان هرزه گو داری

...

ز کنج صومعه حافظ مجوی گوهر عشق
قدم برون نه اگر میل جست و جو داری

شاعر: حافظ

۲۶ مهر، ۱۳۸۸

رونویسی تراژدی - 1

از تکرار این نکته هرگز خسته نخواهیم شد که این دنیا مضحکه‌ای است از خطاها.
.
بلم سنگی
نوشته‌ی ژوزه ساراماگو / ترجمه‌ی مهدی غبرایی / انتشارات هاشمی

۲۲ شهریور، ۱۳۸۸

رونویسی از حیرانی‌ها - 1

این عصای من است
به آن تکیه می‌دهم
و برگ درخت برای گوسفندانم می‌ریزم

معجزه‌هایم همین‌ها هستند

چوپان ساده‌ای هستم
که گوسفندانم هم به من ایمان ندارند

.
جلیل صفربیگی

از کتاب "عاشقانه‌های یک زنبور کارگر"؛ - نشر نوح نبی - چاپ اول 88