۰۴ آبان، ۱۳۸۹

رونویسی تراژدی - 14

تو آسمون شهری که ستاره برق خنجره
تو آسمون شهری که ستاره برق خنجره
تو آسمون شهری که ستاره برق خنجره...


عمران صلاحی

۰۱ آبان، ۱۳۸۹

رونویسی فریادها - 6

کنار تنگ ماهیا، گربه رو نازش می‌کنن
سنگ سیاه حقه رو مهر نمازش می‌کنن...
آهای فلک که گردنت، از همه‌مون بلن‌تره
به ما که خسته‌ایم بگو خونه‌ی باهار کدوم وره


عمران صلاحی

۲۴ مهر، ۱۳۸۹

رونویسی از شکل مضحک دنیا - 1

زنان زیبا فکر می‌کنند
اشعار عاشقانه‌ام برای آن‌هاست
اما چه عذابی‌ست می‌بینم   شعر می‌گویم
تا بیکار نباشم


از: اورهان ولی. با ترجمه‌ی احمد پوری

۱۵ مهر، ۱۳۸۹

رونویسی از تنهایی‌ها - 11

خونه‌ی همسایه‌مون
پلو پزونه ننه جون
امشب عقدکنونه ننه جون
از بس دل و دل کردی ننه
آب ما رو گل کردی ننه
ننه جون وای ننه جون...

آی ننه من یه زن می‌خوام
یک زن شیر زن می‌خوام
که قدش بلند باشه
که موهاش کمند باشه
از بس دل و دل کردی ننه
آب ما رو گل کردی ننه...

ننه جون وای ننه جون
دختر همسایه‌مون
قدش بلنده ننه جون
موهاش کمنده ننه جون
از چشم و ابروش که نگو
چشماش قشنگه ننه جون
ابروهاش قشنگه ننه جون
از بس دل و دل کردی ننه...

 
ترانه: فرامرز آصف

۱۴ مهر، ۱۳۸۹

۱۰ مهر، ۱۳۸۹

رونویسی تراژدی - 12

بلدرچینی کوچکم
که از زیبایی من حرف می‌زنند
و مرا می‌خورند

شعر: شمس لنگرودی

رونویسی تراژدی - 11

من و تخت جمشید ویرانیم
از راه‌های دور
به دیدن ما می‌آیند
عکس می‌گیرند
می‌روند و فراموش می‌کنند

شعر: شمس لنگرودی

رونویسی عاشقانه‌ها - 13

چیز بدی نیست جنگ
شکست می‌خورم
اشغالم می‌کنی

شعر: شمس لنگرودی

۰۹ مهر، ۱۳۸۹